انواع رابطه با جنس مخالف!

یکی از مهمترین موضوعاتی که ذهن اغلب عالمان علوم اجتماعی و روانشناسی را به خود مشغول نموده مسئله ارتباط دو جنس و نحوه آن می باشد.

در این میان دین نیز به منزله قانونی که برای زندگی انسانها وضع شده وارد میدان شده و به اظهار نظر پرداخته است.

هرچند ما معتقد به کامل بودن شریعت اسلام هستیم لکن این مقاله فعلا نگاه برون دینی به این مسئله دارد.اگرچه نظرات علمای دینی نیز بعنوان یکی از مواضعی که در این رابطه اتخاذ می شود در ادامه خواهد آمد.

۱) قطع هر گونه رابطه ای

هرچند تفکر سنتی متحجر به قطع هر گونه ارتباط بین زن و مرد توصیه می کند ولی رواج فراوان وسائل ارتباطی و نحوه سلوک مردمان در زندگی مدرن عملا راه را بر اجرای چنین تزی بسته است و به ندرت و شاید در حداقل عدد ممکن بتوان افراد یا گروههایی را یافت که به چنین رویه ای روزگار می گذرانند.

رشد علمی و عقلی و تکنولوژیکی جوامع در حال توسعه، زن را در جامعه به سمت همپایی با مرد پیش می برد تا جایی که در پستها و مقامات عالی مانند مقام وزارت یک دولت بتواند ایفای نقش کند.

برنامه های صدا و سیما و فیلم های سینمایی نیز در این روند به دامن زدن هر چه بیشتر به این فضا می پردازند و اینترنت نیز تقریبا در اکثر قریب به اتفاق خانواده ها جای پای خویش را باز کرده است.

از همه اینها گذشته، آموزش و تحصیل رایگان که اکنون دیری است یکی از حقوق مسلم هر شخص بدون توجه به جنسیت وی دانسته شده از اوان کودکی، برخوردها و تعاملات و در اجتماع قرار گرفتن را برای بانوان به امری عادی تبدیل کرده است.

تمام این اتفاقات موجب شده تعداد معتقدین و عاملین به این نحوه ارتباط سیر شدید نزولی به خود گرفته و به سمت صفر میل کند.

۲) ارتباط کامل و بی قید و بند

تقریبا در تمام موضوعات، "اطلاق" ، کلام ناصوابی است و راه به جایی نمی برد. در مورد ارتباط زن و مرد نیز این گزاره صادق است.

شاید هیچ کس نباشد که ارتباط مطلق و بی هیچ قید و بند را بپذیرد و صحیح بداند. زیرا هر کسی در زندگی برای خویش حریمی قائل است که دوست ندارد دیگری در آن وارد شود. این حریم ها و مرزها از طرف شخص با افراد مختلف در فواصل مختلف تعریف می شود و در صورتی که کسی از حد خویش فراتر رود موجبات اعتراض آن شخص را فراهم می نماید.

بر این اساس، "تجاوز" نیز – برخلاف تصور موجود – تنها به معنای برقراری ارتباط جنسی نخواهد بود و در صورتی رفتاری نام "تجاوز" به خود می گیرد که از حریم و مرزهای تعیین شده توسط شخص فراتر رفته و این عمل بدون رضایت وی صورت گرفته باشد.

چندی قبل در آمریکا خانم کارمند هتلی از یکی از سرشناس ترین بازیکنان بسکتبال آمریکا به دلیل تجاوز شکایت کرد. هرچند متهم مدعی بود که این ارتباط با موافقت خود آن خانم در اتاق وی صورت گرفته است، ولی آن خانم می گفت که به برخی از مراحل راضی نبوده است.

این همان معنای تجاوز است.

حال، این حریم و مرزی که توسط خود شخص تعیین می شود در مصادیق مختلف عقب و جلو می رود و فرق می کند.طبیعی است که این حریم نسبت به اعضای خانواده نزدیک تر به حریم شخصی شخص و هرچه دورتر می رویم دورتر می شود.این بدین معناست که حتی اگر اعضای خانواده که شاید نزدیکترین افراد به فرد باشند از حد خویش فراتر روند و در حریم شخصی فرد داخل شوند نیز مورد اعتراض و انتقاد وی قرار می گیرند.

از این جهت نمی توان ارتباط بی قید را صحیح دانست. زیرا حریمهای خانوادگی و گروه دوستان و همسالان و ... از این امر ممانعت به عمل می آورد.

۳) ارتباط مقید

علمای دینی غالبا معتقدند ارتباط باید در حد ضرورت باشد. این نحوه ارتباط هم موجب حفظ حریمها در جامعه می شود و هم با وجود آنها، شخص احساس امنیت می کند.

اما با توجه به ادله و قرائنی که در مورد اول بیان شد، در عالم واقع، امکان اینکه این اتفاق بیفتد وجود ندارد.

نیم نگاهی به اوضاع اجتماعی دنیای امروز این مطلب را بر هر کس روشن می کند که بسیاری حریمهایی که تا پیش از این بین افراد تعریف شده بود با خواست خود افراد، شکسته و از میان برداشته شده است.

یعنی دیگر نه زن و نه مرد هیچکدام آن حریمها را برای خود قائل نیستند. از این رو "ارتباط در حد ضرورت" نسخه ای است که شاید نتواند به منصه ظهور برسد و در جامعه خود را بنمایاند.

اما بسیاری از حریمها هنوز در بسیاری از خانواده ها و افراد وجود دارد که باید به رسمیت شناخته شود.

مثلا زن وقتی ازدواج می کند بین خود و دیگران مرزهای جدیدی می کشد و برخی مرزهای پیشین را جابجا می کند. مرد نیز بعد از ازدواج به چنین عملی دست می زند.

این مرزها باید از سوی دیگر افراد به رسمیت شناخته شوند. گاهی این مرزها در گروهها و طبقات اجتماعی خاص، عقب تر یا جلوتر از مرزهای عمومی جامعه است ، اما آنچه حائز اهمیت است این است که در برخورد با هر کسی از مرز تعریف شده او نباید فراتر رفت.

یعنی نباید گفت که من به حجاب اعتقادی ندارم و شخص مقابل باید به عقیده من گردن بنهد. بلکه در رابطه باید بنا را بر قیود و حدود طرفی گذاشت که برخود و روابطش قیود بیشتری وضع کرده است.

چه بسا کسی ازدواج هم کرده باشد ولی در فرهنگی رشد پیدا کرده باشد که حتی بعد از ازدواج ارتباطات آزاد را محدود نکند و چه بسا کسی در تمام عمرش مرزهای ارتباطی اش را بسیار سخت گیرانه تعیین کرده باشد.

ارتباط مقید یعنی این قیدها رعایت شود.

وقتی قرار است بین دو نفر ارتباط برقرار شود حق این است که حد برخوردها و تعاملات و رفتارها بر مرزهای کسی تعیین شود که آن را سخت تر و تنگ تر گرفته است.

یکی از دلایلی که معتقدین به "ارتباط در حد ضرورت" بر اثبات نظرشان می آورند خطراتی است که ممکن است در صورت عدم رعایت این نحوه ارتباط متوجه طرفین شود که از ناراحتی های روانی و تضعیف مبانی دینی و مذهبی گرفته تا از هم پاشیدن زندگی ها و گسستگی نظام خانوادگی را شامل می شود.

باید به این نکته اذعان کرد که دلیل گسستگی نظام خانوادگی و از هم پاشیدگی زندگی را نمی توان ارتباط دو جنس با یکدیگر دانست.

شاید این ارتباط مزید بر علت شده باشد، ولی اصل علت این نیست.

غالب روانشناسان به این معترفند که اگر برخوردی یا ارتباطی با کسی غیر از همسر، به از هم گسیختن نظام خانوادگی منجر شود، علت را باید در روابط بین زوجین در همان خانواده و نحوه تربیت ایشان در خانواده خویش پیش از ازدواج و اختلافات فرهنگی و اعتقادی و زمینه های متفاوت رشد ایشان دانست.

ارتباط با جنس مخالف تنها جرقه ای بوده که به انفجار این اتاق پر شده از گاز انجامیده است.ولی عامل اصلی این انفجار و خراب شدن این خانه شامل عللی مانند نشت لوله گاز و بسته بودن پنجره ها و ... می باشد نه جرقه.

اگر این علل از سر راه برداشته شده بود صد تا جرقه هم زده می شد هیچ انفجاری رخ نمی داد.

هرچند این نیز صحیح است که اگر آن جرقه زده نمی شد انفجار هم صورت نمی گرفت، ولی نمی توان این را کتمان کرد که خفگی موجب مرگ اعضای آن خانه می شد.

یعنی برای اینکه نظام خانواده حفظ شود نباید رفتار پلیسی و امنیتی را برای زوجین تجویز کرد. بلکه ابتدا در نوع و نحوه انتخاب همسر باید آموزشهای مختلف را به افراد در آستانه ازدواج داد و بعد نحوه زندگی مشترک و نحوه سلوک و رفتار با شریک زندگی و درک متقابل و ... را به ایشان آموخت. آنگاه می توان ادعا کرد که اگر هر یک از زوجین به هردلیلی با جنس مخالف ارتباط برقرار کند خطری زندگی ایشان را تهدید نمی کند.

نکته دیگری که باید در اینجا تذکر داد این است که ما به هیچ وجه نمی توانیم کسی را بطور کامل تحت نظر بگیریم. وارد کردن اینگونه فشارها نمی تواند مانع ارتباط گیری شخص با دیگران شود بلکه وی را در این ارتباط گیری حریص تر می نماید.

زیرا در صورتی که به هر دلیلی هر کدام از اهرمهای حفاظتی و هرکدام از عوامل فشار، لحظه ای از وی برداشته شوند فرد بی محابا به ارتباط گیری افراطی روی آورده که معمولا از ارتباط در حد معمول نیز می گذرد و ایجاد ناامنی برای دیگران را در پی خواهد داشت.

در اینگونه موارد شخص به فنری می ماند که تحت فشار نگه داشته شده است و به محض اینکه این فشار بر طرف شود می پرد و این تنها نتیجه در فشار قرار دادن است.

در مورد ناراحتی های روانی نیز باید گفت که عکس این قضیه صادق است. یعنی بستن هر گونه ارتباط بین دو جنس مگر در حد ضرورت همانطور که در بالا گفته شد موجبات ایجاد حالت حریصانه به ارتباط را در شخص فراهم می کند که خود نوعی بیماری روانی است.

فروید اولین کسی بود که به این معضل از این چشم انداز نگریست، هرچند وی در نظریه خویش افراط کرد و ریشه تمام مشکلات روحی و روانی را سرکوبی غریزه جنسی دانست که حرف ناصوابی است.

جامعه سالم جامعه ای است که روابط زن و مرد از حالت تابو و منطقه ممنوعه خارج شده باشد و آنقدر این روابط حالت عادی و طبیعی به خود گرفته باشد که نگاه جنسی و تصاحب طلبانه در آن راه پیدا نکند و طرفین به یکدیگر نه به چشم زن یا مرد بلکه به چشم یک انسان نگاه کنند و رفتارهای خویش را بر این بنیان پایه گذاری کنند.

پر واضح است که این اتفاق مانند دیگر اتفاقات اجتماعی، اتفاقی "زمان بر" است و روندی باید طی شود تا جامعه به این مرحله از رشد برسد و نمی توان با تغییر برخی اهرمها منتظر نتیجه فوری بود.

محمد امین تاجور

سایت آفتاب

مسئوليت هاي متقابل زن وشوهر در خانواده

‌اساس تشکیل خانواده، ازدواج دو بزرگسال با جنسیت‌های مخالف است. اولین وظیفه این دو، سازگاری و تطابق با یکدیگر است.

 
   
 
 
 
 
 
 
   
   
 
اسلام برای ازدواج اهداف و آثاری را بیان کرده است. برای تحقق این اهداف همه اعضای خانواده مسئولیت‌های ویژه یا مشترکی دارند و باید روابط خود را با سایر اعضا به گونه‌ای تنظیم کنند که تا حد توان به اهداف و آثار موردنظر اسلام در خانواده دست یابند. در این مقاله به مسئولیت‌های متقابل زن و شوهر در خانواده می‌پردازیم.
۱) سازگاری اولیه:
‌اساس تشکیل خانواده، ازدواج دو بزرگسال با جنسیت‌های مخالف است. اولین وظیفه این دو، سازگاری و تطابق با یکدیگر است. همانندی و تشابهات زن و شوهر، آنها را به زندگی مشترک برانگیخته است. با وجود این دو شخصیت متفاوت و منحصر به فرد هستند که خلق و خو، عواطف و انگیزه‌ها و ارزش‌های ویژه‌ای دارند. زن و شوهر باید برای سازگاری، بخشی از حقوق مستقل دیگری را بپذیرد. تعالیم اسلام برای تنظیم روابط زن و شوهر توصیه‌هایی به هر دو دارد که با ابعاد روانشناختی آنها متناسب است.
در کلمات اولیای دین به دو نکته مهم روانشناختی در برخورد با زن اشاره شده است. اولین نکته به تفاوت روانی زن و مرد باز می‌گردد. ویژگی‌های روانی و شخصیتی زن با مرد متفاوت است و مرد نباید براساس ویژگی‌هایی که در خود و سایر مردان می‌بیند، زن را بسنجد و انتظار داشته باشد که از لحاظ روانی کاملا با او هماهنگ باشد. اگر مرد بر این شیوه اصرار ورزد، به شخصیت زن ضربه خورده و موجب آسیب‌روانی او می‌شود. بنابراین لازم است مرد، زن را با همه ویژگی‌های مخصوص او بپذیرد و در برخی ابعاد خود را با او هماهنگ سازد.
نکته دوم، توصیف زن در کلمات اولیای دین(ع) به ریحانه است. این کلمه به لطافت آسیب‌پذیری عاطفی و احساسی بودن زن اشاره دارد. در مقابل "قهرمان" که از زن نفی شده به معنای سرخدمتگزار خانه است که مدیریت، دلیری و پهلوانی از آثار آن است. از تقابل این دو کلمه می‌توان برداشت کرد که عناصر زیباشناختی، آرامش‌بخشی و عاطفی در زن غلبه دارد و کمتر می‌توان استواری از او انتظارداشت.
از سوی دیگر مردان نیز به دلیل شرایط ویژه اجتماعی معمولا بیش از زنان دچار تنیدگی می‌شوند. زیرا در نظام خانواده از نظر اسلام مسئولیت اداره خانواده در ابعاد مختلف از جمله اقتصادی بر عهده مرد است. مردان در جامعه متحمل سختی‌هایی می‌شوند که آستانه تحریک‌پذیری آنها را پایین می‌آورد. افزون بر این وضعیت درونی خاص مردان زمینه بروز برخی رفتارها از جمله برتری‌طلبی و پرخاشگری را در آنها فراهم می‌کند. زن باید این واقعیت روانشناختی مرد را پذیرفته و به نحوی آن را تعدیل کند. تنها به این طریق زنان می‌توانند مسئولیت مهم حمایت روانی از مردان را در رویارویی با مشکلات ایفا نمایند.
به نظر می‌رسد توجه زن و مرد به ویژگی‌های طرف مقابل به سازگاری آنها بسیار کمک می‌کند.
به عبارت دیگر خانواده از فردیت‌های گوناگون تشکیل شده است که با پذیرش اصول اساسی زندگی مشترک و پایبندی به آن در جامعه فراتر گرد آمده‌اند. عدم شناسایی فردیت و تلاش برای یکسان‌سازی آمرانه فضای خانواده، هزینه‌های عاطفی، شخصیتی سنگینی را بر اعضای آن تحمیل می‌کند که خودبیگانگی اعضا کمترین و فروپاشی خانواده تا بزرگترین پیامد رفتار و نگرش فوق است.


۲) استمرار روابط مطلوب:
پس از سازگاری و تطابق اولیه، استمرار روابط مطلوب و رضایت‌بخش زن و شوهر از وظایف مهم آنهاست و ملاک مطلوبیت این روابط براساس آیات قرآن معاشرت به معروف است. معروف را آداب و شیوه‌های رفتاری مناسب در یک جامعه دانسته‌اند که عقلا آن را به رسمیت می‌شناسند یا هر عملی که افکار عمومی آن را رفتاری شناخته شده و مانوس بداند و با ذائقه اجتماعی سازگار باشد. در متون اسلامی به هر یک از زن و مرد توصیه‌هایی شده که زمینه‌ساز رابطه مناسب بین آنهاست. مسئولیت‌های مرد در قبال همسرش به چند امر باز می‌گردد:تامین شرایط اقتصادی، برآورده ساختن نیازهای عاطفی، احترام و بزرگداشت زن، مصاحبت نیکو با او، مدارا و مسامحه در موارد اختلاف و عفو و گذشت نسبت به رفتارهای نامناسب زن در خانواده.از سوی دیگر مسئولیت‌های زنان در خانواده نیز اهمیت بسیار دارد به‌گونه‌ای که براساس تعلیم اسلام، مهمترین مسئولیت زن پس از تکالیف دینی در قبال همسر اعلام شده است. اساسی‌ترین وظیفه زن تامین نیازهای عاطفی و جنسی همسر است که از نظر ارزش، معادل دشوارترین تکلیف دینی مرد یعنی جهاد شمرده شده است. ابراز عشق و محبت به همسر از وظایف مهم زنان است.
از زنان خواسته شده است که در حد توان خود رضایت همسر را در همه جوانب زندگی جلب کنند. این امر را می‌توان از عوامل بسیار موثر در قوام خانواده و روابط مطلوب زن و شوهر از دیدگاه اسلام دانست.

   
   

اعظم بهرامی تتماج
منابع:
۱) خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، محمدرضا سالاری‌فر
۲) خانواده در قرآن، علی‌اکبر حسینی

روزنامه رسالت

مدیریت در مدرسه های جهان امروز

 

رهبران آموزشی در مدارس فردا چه نقشی دارند؟

مدیریت در مدرسه‏های جهان امروز

محققان رشته‏ی مدیریت در زمینه‏ی مهارت‏های مورد نیاز مدیران مدرسه سخن گفته و مطالب بسیاری نوشته‏اند که مورد استناد و استفاده‏ی عملی مدیران بوده است. اما سؤال این است که با توجه به تغییرات پرشتاب محیط بیرونی و درونی مدرسه، چگونه مدیر مدرسه می‏تواند در مقام رهبر آموزشی فردا، ایفای نقش کند و باید چه توان‏مندی‏هایی داشته باشد؟

امروزه دست‏یابی به ((پیش‏رفت آموزشی))، یکی از موضوعات ‏مهم و اساسی آموزش‏و پرورش‏کشورهای ‏توسعه‏ یافته‏است و تلاش‏های گسترده و سازمان‏یافته‏ای برای پاسخ‏گویی به این مهم صورت گرفته است.

در چنین وضعیتی، ((مایکل فولن))، محقق و اندیش‏مند رشته‏ی مدیریت، می‏گوید: ((دست‏یابی به این هدف به بروز تنش‏های بسیاری در مدرسه منجر می‏شود و مدیر به دلیل پاسخ‏گو بودن به تمام عوامل مرتبط با مدرسه (معلمان، کارکنان، دانش‏آموزان، منطقه‏ی آموزشی وخانواده‏ها) کسی است که با بیش‏ترین فشارها و تنش‏های ناشی از برآوردن انتظارات نظام مدرسه‏ و تغییرات محیطی مواجه است. به این سبب، مدیر مدرسه باید به ترتیبی به چگونگی برخورد با این مشکلات‏ بیندیشد ‏که‏ بتواند به درستی مسیر پیش‏برد آموزش را در مدرسه تعیین و هدایت‏کند.))

 

فولن به پنج اصل مهم برای پیش‏رفت آموزشی در مدرسه اشاره می‏کند که عبارت‏اند از:

 

  1.‏ مدیران مدرسه همواره بیش‏ترین نقش را در زمینه‏ی پیش‏رفت آموزشی ایفا می‏کنند.

  2. از آن‏جا‏ که عناصر تشکیل‏دهنده‏ی هر مدرسه با مدرسه‏ی دیگر متفاوت است، مؤلفه‏های مؤثر بر پیش‏رفت آن‏ها نیز، در عین‏ داشتن‏ ‏اشتراکات ‏آموزشی، منحصربه‏فرد است. درنتیجه، نمی‏توان‏ برای ‏تمام ‏مدارس‏درزمینه‏ی ‏پیش‏رفت ‏آموزشی، یک‏ دستورالعمل واحد صادرکرد.مدیریت در مدرسه‏های جهان امروز

 

 3. پیش‏رفت مداوم آموزشی در هر مدرسه مرهون تلاش هم‏عرض مدیر و معلمان است.

  4. تشریک ‏مساعی‏ مدیرومعلمان، قدرت پیش‏رفت‏آموزشی‏ را افزایش می‏دهد.

  5. پیش‏رفت تحصیلی دانش‏آموزان، پایه‏ و اساس فعالیت‏های مدرسه است.(1999، Fullan).

 

با توجه به این اصول، مدیران فردا باید مهارت‏های لازم را برای تطبیق تلاش‏های مربوط به پیش‏رفت آموزشی و موفقیت دانش‏آموزان در محیط پیچیده و دشوار آینده‏کسب‏کنند.

 

در چنین شرایطی، مدیران مدارس فردا درنقش ‏رهبران‏آموزشی ‏جلوه‏گرمی‏شوند. چگونه مدیر می‏تواند در مقام رهبر آموزشی مدرسه‏ی فردا ایفای نقش‏ کند؟

 

 رهبر آموزشی مدارس فردا باید اقدامات زیر را انجام دهد:

 

*‏ اهداف‏ و انتظارات آموزشی مدرسه را تعیین و ابلاغ‏کند.

*‏ منابع راهبردی برای دست‏یابی به اهداف آموزشی را تعیین کند و تخصیص دهد (مدیریت منابع).

*‏ در برنامه‏ریزی، هماهنگی و ارزش‏یابی برنامه‏ی درسی و آموزشی مشارکت مؤثر داشته‏ باشد.

*‏ معلمان را برای شرکت در دوره‏های آموزشی لازم برای توسعه‏ی دانش و مهارت در حوزه‏ی یادگیری _ یاددهی ترغیب کند.

*‏ دانش‏آموزان و معلمان را در مسیر موفقیت و اثربخشی در فرآیند یاددهی _ یادگیری حمایت‏‏ کند.

 

مدیر مدرسه‏ی فردا برای رهبر شدن باید چه توانایی‏هایی داشته باشد؟

 

  *‏ او باید اهداف اخلاقی خود را تعیین، اعلام و مطابق آن عمل کند. اهداف اخلاقی مدیران باید در جهت تعریف نظامی پاسخ‏گو به تمام دانش‏آموزان باشد. امکان دارد یکی از این اهداف، به این شکل تعیین و اعلام شود: ((تمام دانش‏آموزان می‏توانند یاد‏ بگیرند و فرصت‏های آموزشی باید به‏صورت عادلانه میان آن‏ها تقسیم شود)). این‏چنین نظامی به کاهش تفاوت سطح عمل‏کردی دانش‏آموزان منجر خواهد شد (2003، Fullan).

مدیریت در مدرسه‏های جهان امروز

  *‏ موفقیت رهبر آموزشی تا حد زیادی به سنجیدگی در تنظیم زمان بستگی دارد (مدیریت زمان). مدیر باید در زمان محدود به مهم‏ترین اقداماتی که به پیش‏برد اهداف آموزشی و موفقیت دانش‏آموزان منجر می‏شود، دست‏ بزند و از درگیرشدن در امور حاشیه‏ای و نامرتبط با این اهداف، بپرهیزد.

 

  * او باید برنامه‏ی درسی و آموزشی دانش‏آموزان را مطابق با نیازهای آنان تنظیم و با شناسایی نیازهای یادگیری دانش‏آموزان، مسیر پیش‏رفت را تعریف و در آن زمینه برنامه‏ریزی کند. این نوع برنامه‏ریزی از کلیشه‏ای شدن مدارس و ماندگاری در روش‏های گذشته، بدون توجه به نیازهای آینده، پیش‏گیری می‏کند.

 

  * مدیر باید در نقش یک رهبر آموزشی مدیریت منابع مدرسه را به‏عهده داشته باشد. او باید راهنما و هدایت‏کننده نظام مدرسه در استفاده‏ی معقول از منابع موجود باشد.

  * مدیر باید در حل اختلاف‏های احتمالی میان گروه‏های آموزشی و کاری در مدرسه، نقش میانجی را ایفا کند (2003،Kouzes ).

  * باید محقق باشد. مستمر تحقیق کند و از نظریه‏های جدید در حوزه مدیریت، یادگیری و آموزش مطلع باشد. او باید منبع اطلاعاتی ارزشمندی برای پاسخ‏گویی به نیازهای دانش‏آموزان و معلمان باشد.

 

  * مدیر باید بتواند با برقراری ارتباط هوش‏مندانه با معلمان، دانش‏آموزان، خانواده‏ها، مناطق‏آموزشی و... از فرصت‏های موجود، اعم از فرصت‏های آموزشی، مالی و مادی و معنوی، به نفع مدرسه استفاده کند. او باید از سرمایه‏های اجتماعی موجود برای بالا بردن استانداردهای آموزشی مدرسه در جهتپیش‏رفت آموزشی استفاده کند (Kuhns، 2005).

 

نویسنده: طیبه امام جمعه، اعظم ملایی نژاد

 

هنر شاد زیستن

 

شادی و نشاط یک پدیده طبیعی است و از نیازهای اساسی و لازمه زندگی انسان است.

خلقت هستی به گونه‌ای است که خودبه‌خود شادی‌هایی مانند: بهار طرب‌انگیز، گل‌های رنگارنگ، طلوع خورشید، پرندگان زیبا و نغمه‌خوان، رویش گیاهان، عشق و مهربانی و بسیاری از پدیده‌های جهان را در ذات خود به همراه دارد و تمامی اینها شور و نشاط را نه‌تنها در وجود انسان بلکه در تمام موجودات جهان به وجود می‌آورد.

شادی و نشاط، سلامتی، آسایش خیال، آرامش روحی و روانی، احساس خوشبختی، نیل به اهداف و مقاصد واژگانی هستند که به صورت زنجیروار می‌تواند در وجود آدمی شکل گیرد. شادی محصول و نتیجه چه چیزی است؟ آیا حاصل دسترنج خود و تلاش و کوشش دیگران است؟ یا محصول استعمال مواد شیمیایی تحریک‌کننده؟ طبیعی است که این نوع شادی، نه پسندیده خواهد بود و نه مطلوب.

شادی اگر حاصل ارتباطی سازنده، بین شخص و خدایش، بین فرد و همنوعش، بین شخص و وظایفش در جامعه باشد، طبعا شادی و سروری خواهد بود دلخواه و ایده‌آل. شادی نیاز به یک تصمیم قطعی دارد و هر فردی باید به خود خاطرنشان کند که وقت محدودی در اختیار دارد تا از این عمر کوتاه بیشترین بهره را ببرد و بتواند ورای زمان حال، به امید آینده بهتر باشد. هر فردی برای بهره‌برداری بیشتر از زندگی، نباید دنیا را تغییر بدهد، بلکه باید سعی کند که خود را تغییر دهد.

اگر میزان توقعات و انتظارات خود را کم کنیم، شادی، آسان‌تر به دست خواهد آمد. بنابراین یکی از مسئولیت‌های ما این است که شاد باشیم و شرایط را برای شادی دیگران مهیا سازیم.

وقتی نیروهای انسانی شاغل در سازمان‌ها و کارخانه‌ها شاد و سالم باشند، بی‌تردید میزان کارآیی آنها نیز افزایش می‌یابد. سال‌ها پیش پژوهشگران کشورهای صنعتی دریافته بودند که تنظیم میزان روشنایی، دما، رطوبت و سر و صدای محیط بر افزایش کارآیی افراد اثر مستقیم دارد، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که یک راه بسیار موثر در افزایش بهره‌وری در محیط کار، استفاده از نیروی انسانی شاد است.

از امام علی(ع) نقل است که «بزرگ‌ترین تفریح کار است». وقتی که کار تفریح باشد، فرح‌انگیز و شادی‌بخش نیز هست نکته مهم این است که کاری فرح‌انگیز و تفریحی است که مورد علاقه انسان باشد.

قرار گرفتن افراد جامعه براساس علایق، استعدادها و کارایی آنها در پست‌های مورد تصدی، رضایت شغلی و در نتیجه پیشرفت همه‌جانبه را به دنبال خواهد داشت.

ماکسیم گورکی می‌گوید: «کار که رضایت‌بخش باشد، زندگی شاد می‌شود.»

کسانی که از کار خود لذت نمی‌برند در حقیقت کاری انجام نمی‌دهند. یعنی این کار مولد نیست، در این نوع کارکرد خلاقیت و نوآوری که کلید پیشروی امور است در مهجوریت قرار گرفته و هیچ‌گاه مجال ظهور نخواهد یافت. هر عضو یک سیستم، اگر به محیط و گروه خود احساس تعلق و پیوستگی نماید و از رضایت شغلی کافی برخوردار باشد، دستیابی به اهداف با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت. بنابراین ایجاد شرایط مطلوب محیط کار و تامین خواسته‌های آنان در قبال کار انجام شده و بها دادن به نتیجه مطلوب کار، موجب تقویت روحیه کارکنان و افزایش میل و رغبت و علاقه آنان به کار و غرور و افتخارشان در همان سیستم خواهد شد.

مثلا در مدرسه شاد معلم‌ها عقیده دارند مدرسه جایی نیست که مقدار زیادی از مطالب را در اذهان دانش‌آموزان فرو کنند، بلکه جایی است برای کمک به آنها در جهت آمادگی قبول نظرات و تصورات در زمان‌ها و یافتن‌های گوناگون؛ به عنوان مثال معلمانی که از روش‌های فعال تدریس استفاده می‌کنند، کلاس‌های شادتری دارند و در امر تدریس فعال نوعی یادگیری توأم با فعالیت، تجربه و یادگیری را کشف می‌کنند.حضرت‌ علی(ع) در حکمت ۴۴۴ می‌فرماید: «کار اندکی که با اشتیاق و شادابی تداوم یابد بهتر از کار فراوانی است که رنج‌آور باشد.»

● عوامل موثر بر شادی

بسیاری از مردم بر این باورند که شادی، آرامش خاطر و رضایت باطن است و آن کیفیتی در زندگی است که همه، آرزوی یافتنش را دارند.عوامل متشکله و موثر بر شادی را می‌توان در۲ گروه اصلی عوامل مثبت و عوامل منفی خلاصه کرد.

گروه مثبت که مستقیما بر افزایش شادی‌ تاثیر می‌گذارند، شامل عواملی چون: ایمان به خدا، عشق و محبت، امید به آینده، پیشرفت و موفقیت در کار، خوش‌بینی، خیرخواهی، سپاسگزاری، رضایت، گذشت، مورد تشویق و قدردانی دیگران قرار گرفتن، می‌شود.

گروه منفی که در مقابل شادی قرار می‌گیرند، عوامل رنج و غم و افسردگی هستند که شامل ناراحتی‌های جسمانی و ناراحتی‌های عاطفی و روانی است.

شمار ناراحتی‌های عاطفی، احساسی و روانی بسیارند. بیش از صدها نوع رذیله اخلاقی است که از شادی می‌کاهند و بر رنج، افسردگی و غم انسان می‌افزایند کافی است آنها را از خود دور سازیم تا شادی را در وجود خود و اطرافیان به ارمغان بیاوریم.

تعدادی از این رذایل عبارتند از: اضطراب، آرزوها و آمال دست‌نیافتنی برای کسب شهرت و قدرت و ثروت، انتقام‌جویی، بدخواهی، تحقیر، ترس، تنفر و کینه و توقع، حسادت، حرص، خشم، خشونت، خودپرستی، دلبستگی، دلتنگی، دورویی، ستم، سرزنش، شهوت، عجله، عصبانیت، عیب‌جویی، غصه، نومیدی، وسواس.

امروزه روان‌شناسان داروی بیشتر امراض روانی و جسمانی را در وجود فرد جست‌وجو می‌کنند و اذعان می‌دارند که، احساس خوشبختی کردن، توانایی لذت بردن، بهبودی در برابر ناملایمات به معنای داشتن درک واقعی از شادی و نشاط است که ارتباط بسیار نزدیکی با سلامتی دارد. «هایکو ارنست» اعتقاد دارد که: «انسان‌ها با داشتن چنین صفاتی، درواقع جسم خود را در برابر ابتلا به بیماری‌ها حفظ می‌کنند. نشاط و تندرستی هنر زیستن است و این هنر کاملا آموختنی است.»

هر یک از ما باورها، افکار، اعمال و امیال و آرزوهایی برای خود و دیگران داریم، وقایع و جریاناتی را در چارچوب نظام آفرینش فرا می‌خوانیم و آینده خود را پایه‌ریزی می‌کنیم. بنابراین بسیار مهم است که نیت یا آرزوی شر نکنیم و باعث آزار موجودی نشویم، بنابراین بسیار مهم است که با خود و دیگران با ملایمت و حرمت رفتار کنیم و ایمان داشته باشیم که با این روش می‌توانیم راحتی و شادی زندگی خود را تضمین کنیم.

خانم دکتر «لوئیز ال‌هی» در کتاب خود بانام «شفای زندگی»، عوامل ذهنی بیماری‌های جسمانی را بررسی کرده است. او معتقد است که هر بیماری را الگوی ذهنی خاصی به وجود می‌آورد و تندرستی در صورتی حاصل می‌شود که الگوی ذهنی ایجادکننده بیماری وارونه شود.

این دکتر در کتاب مذکور اضافه می‌کند که اگر می‌خواهیم شاد و خشنود زندگی کنیم باید شاد بیندیشیم. فراموش نکنیم که هرچه از ذهن و زبان ما تراوش می‌کند به همان صورت به ما باز می‌گردد. پس باید سخنان و اندیشه‌هایمان را دگرگون کنیم. آنگاه دگرگون زندگی‌مان را نظاره کنیم. راه کنترل زندگی، به گزینش واژه‌ها و اندیشه‌ها بستگی دارد. عیب‌جویی، خشم، سرزنش و نارضایتی، عواملی هستند بیماری‌زا که موجب ناشادی انسان می‌شوند.

● راهکارهایی برای دستیابی به شادی

شایسته است برای دستیابی به شادی درازمدت، نظام اعتقادی مبتنی‌بر اصول زیر را در پیش گرفته تا همیشه شاد و خوشحال باشیم و افرادی شاد تربیت کنیم.

۱) ارتباط با خدا و عشق به ذات احدیت

عشق حقیقی و جاودانه، عشق به ذات احدیت است، چرا که هر گاه انسان به یاد خدا می‌افتد و او را در کنار خود احساس می‌کند، به آرامش روانی خاصی می‌رسد عشق و توجه به درگاه خداوند، بسیاری از مشکلات فکری و روحی انسان را در زندگی کم کرده، حتی آنها را از بین می‌برد. عشق به خداوند، به انسان عشق به زندگی، امید، آرزو و نیرو می‌دهد چرا که همیشه احساس می‌کند خدا با اوست.

عشق به معبود به ما کمک می‌کند که حسد، کینه، قهر، دشمنی و تمام رذایل و صفات ناپسند را ابتدا از وجودمان پاک کنیم تا به مرحله وارستگی برسیم. این نقطه همان نقطه اوج شادمانی و سرور حقیقی است.

۲) شکرگزاری از نعمت‌های پروردگار

تمرکز بر نقاط قوت در زندگی و دیدن نعمات خداوندی و چیزهای خوب موجود روحیه و اعتماد به نفس را بالا برده و باعث می‌شود از زندگی و آنچه در اختیار ماست لذت ببریم و نیروهای خود را افزایش دهیم و موجب ایجاد انگیزه و تلاش در ما می‌شود.

۳) ابراز عشق و محبت به دیگران و دور کردن ذهنیت منفی

عدم بروز عواطف موجب پدید آمدن فشارهای عصبی، خشونت‌های نامتعادل، ترس‌های گوناگون، عشق‌های افراطی و... شده و انسان را از برخورداری از روحیه‌ای شاد و بانشاط محروم می‌کند.

۴) مهربانی با دیگران و داشتن روحیه ایثار و گذشت و فداکاری

گره‌گشایی از کار دیگران، خدمت به همنوعان، مهربانی و گذشت و... از ویژگی‌های مشترک تمامی انسان‌هاست زیرا انسان موجودی اجتماعی است. انسان‌های شاد و موفق همواره به فکر خود نیستند و همیشه به این می‌اندیشند که شادی را به دیگران هدیه بدهند و آنها را نیز در آسایش و آرامش ببینند.

۵) ترسیم تصویری مثبت از جسم، روح و شخصیت خود

اگر خود را فردی نیرومند، استوار و بی‌باک همچون کوهی در مقابل مصائب و مشکلات تجسم کنیم، غلبه بر مشکلات آسان شده، نگرانی‌ها و تشویش‌ها تبدیل به امید و شادی و نشاط خواهد شد. افرادی که تجسم نامطلوب و برداشت ذهنی منفی از خودشان دارند، اغلب بخت و اقبال و شانس را عامل خوشبختی یا بدبختی‌شان می‌دانند، بنابراین تصویر درست و مثبتی هم از خودشان ندارند و برعکس افراد موفق ایده‌ها و تجسم‌ها و اندیشه‌های مثبت و عالی دارند و به اهداف عالی دست می‌یابند. در این صورت از موفقیت‌های خود در زندگی لذت برده و لحظاتی توأم با نشاط را برای زیستن خواهد داشت.

۶) داشتن روحیه‌ای قوی و شاد بودن در زندگی

اگر انسان روحیه‌ای قوی و شاد داشته باشد می‌تواند از این موهبت دیگران را هم بهره‌مند کرده، آنها را نیز در شادی خود سهیم کند.

۷) تبسم و خندیدن

زندگی و سلامت انسان از لحاظ روانی و جسمی، بستگی به شاد بودن و خندیدن دارد. برای شاد زیستن همیشه نباید منتظر اتفاقات خوشایند بود.

تبسم، خنده و گشاده‌رویی سفارش بزرگان دین ماست، انسان متبسم دیگران را هم به تبسم وا می‌دارد و گره‌های کدورت را از پیشانی‌ها می‌زداید همچنین که آدم غمگین و عبوس دیگران را اندوهگین می‌کند.

«تبسم هدیه‌ای است از نفیس‌ترین گنجینه وجود که همان قلب است.» آناتول فرانس می‌گوید هر کسی به اندازه حضورش در اجتماع و برخورد با انسان‌های گوناگون و نیز به مقدار دقتش در برخوردها به اهمیت تبسم در ایجاد شادی و نشاط پی برده است. گرمی تبسم و خنده، یخ‌های اندوه و کینه و کدورت را آب می‌کند و روابط انسانی را بهبود می‌بخشد.

۸) پرهیز از تنهایی و گزینش دوستانی خوب

دوست داشتن و دوست داشته شدن یک هنر ارزنده است که همه می‌توانند با دقت و هوشیاری از این هنر بهره‌مند شوند. «عشق عامل سلامت و رشد افراد است.» (اریک فروم)

۹) مطالعه زندگینامه افراد موفق

خواندن و مطالعه مجلات مختلف و زندگینامه افراد موفق مانند نویسندگان، محققان، مکتشفان و مخترعان می‌تواند گامی تاثیرگذار و حرکت‌آفرین در زندگی ما باشد، به شرط آنکه با هوشیاری، دقت و تفکر صورت گیرد.

۱۰) زندگی کردن در زمان حال

بسیاری از استرس‌ها، اضطراب‌ها و نگرانی‌هایی که حتی منجر به مرگ افراد یا از دست دادن سلامت آنان می‌شود این است که در زمان حال زندگی نمی‌کنند و مدام یا به فکر گذشته یا آینده نامعلوم خود می‌باشند، در نتیجه نمی‌توانند از زندگی فعلی خود لذت ببرند و شاد باشند. البته باید برای آینده هدف داشته باشیم و از گذشته تجربه‌ها را به خاطر بسپاریم.

نهرو می‌گوید: «هرگز به گذشته فکر نمی‌کنم، مگر آنکه بخواهم از آن درس بگیرم.» یکی از تمرین‌های شاد زیستن و روحیه داشتن این است که به لحظات شیرین و خوب سال‌های قبل خود فکر کنیم تا احساس نیرومندی و اعتماد به نفس در ما زنده و تقویت شود.

اولین اثر سودمند زندگی در زمان حال، رخت بستن تشویش‌ها و نگرانی‌ها از زندگی است که می‌تواند نقش بسزایی در سلامت روح و جسم داشته باشد.

«بدانید امروز همان دیروزی که فکرش را می‌کردید و فردا نیز همین امروز است که در آن به‌سر می‌برید.»(دیل کارنگی)

۱۱) داشتن برنامه‌ریزی مناسب

برنامه‌ریزی در انجام امور، شادابی و انرژی مثبت به دنبال داشته، در کاهش نگرانی‌ها و تشویش‌های فرد نسبت به آینده نقش بسزایی دارد و در فرد اعتماد به نفس و ایمان به موفقیت به وجود می‌آورد.

۱۲) برنامه‌ریزی جهت انجام تمرینات ورزشی و توجه به سلامت جسمی

در تاثیر و تاثر جسم و روح بر یکدیگر شکی نیست و داشتن جسمی شاداب و پرنشاط در ایجاد روحیه‌ای شاد و سالم تاثیر بسزایی دارد.

۱۳) محکم و استوارکردن پایه‌های نظام خانواده

«شادمانی در خانه‌ای است که مهر و محبت در آن مسکن دارد.»‌امام حسین(ع)

خانواده به عنوان هسته اصلی تشکیل‌دهنده جوامع، همواره کانون توجه روان‌شناسان و جامعه‌شناسان بوده است. امروزه خانواده‌ها زیرفشار روحی شدیدی قرار دارند و چنین به نظر می‌رسد که تنها تامین نیازهای مادی فرزندان دغدغه پدران و مادران است غافل از اینکه آنچه فرزندان بیشتر بدان احتیاج دارند، داشتن خانواده‌ای منسجم مهرآمیز و گرم است. آنها بیش از گذشته نیاز به تفریح و نشاط و شادی دارند.

خانواده‌هایی که قادر به درک نیازها و تمایلات جوانان نیستند و به دور از هرگونه صمیمت با آنان برخورد می‌کنند، باید منتظر باشند که اگر زمینه لازم را برای شادزیستن جوانان خود فراهم نکنند، آینده تلخی در انتظار جوانان آنان خواهد بود.

اصولا احساس تعلق، آرامش خاطر، دوست داشته شدن فرزندان از سوی والدین و نیز ایجاد محیطی امن و اختصاص دادن ساعاتی برای با هم بودن، با هم خوردن و با هم خندیدن و تفریح و سرگرمی می‌تواند بذر شادی و امید را در دل فرزندان بکارد.

یکی از بهترین هدایایی که والدین می‌توانند به فرزندانشان بدهند. امکان شادزیستن و شاد بودن است.

۱۴) ترغیب فرزندان و افراد خانواده و جامعه به مسئولیت‌پذیری

قبول مسئولیت به انسان اقتدار و اعتماد به نفس می‌بخشد که خود از عوامل سازنده شخصیت با ثبات به شمار می‌روند.

تهمینه یزدان‌پناه سامانی

 

احتمال حاملگی در دوران پریود!

 

 


خیلی ها فکر میکنند که اگر فرد در زمان عادت ماهیانه اقدام به رابطه جنسی نماید ، احتمال بارداری وجود نخواهد داشت. اما باید گفت که این امکان وجود دارد که وی در دوران خونریزی نیز باردار گردد. تعدادی دلیل برای این مهم وجود دارد که برجسته ترین آنها عبارت است از:

دلیل تمام خونریزی های مهبلی عادت ماهیانه نمی باشد. مواقعی وجود دارد که زنان خونریزی کمی رو در زمان تخمک گذاری مشاهده مینمایند . این زمان درست زمانی می باشد که فرد برای باردار شدن کاملاٌ آماده بوده و به اصطلاح کشش رحمی وی بالاست. در زمان تخمک گذاری یک تخم از لوله تخمدان رها شده و بسمت پایین و لوله فالوپ (شیپور رحمی) حرکت میکند. این بسیار طبیعی است که دختری در زمان تخمک گذاری مقداری خون را مشاهده نماید و آن را حمل بر تغییر زمان عادت ماهیانه و یا به اشتباه خود عادت ماهیانه تلقی نماید

بعضی وقتها تخمک گذاری می تواند قبل از اینکه خونریزی پریود در فرد به پایان برسد اتفاق بیافتد و بعضی وقتها نیز میتواند اتفاقش بلافاصله بعد از پایان یافتن عادت ماهیانه نیز می باشد. از طرفی اسپرم نیز می تواند تا 3 روز بعد از رها شدن تخمک رو باردار نماید .


بنابراین داشتن رابطه جنسی در هر دو صورت میتواند بارداری نا خواسته رو بهمراه داشته باشد داشتن سکس بدون استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی، در زمان عادت ماهیانه و حتی در زمان خونریزی همچنان دارای ریسک میباشد. خارج از این مسئله ، روابط جنسی در زمانی که فرد دارای شرایطی اینچنین می باشد هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی توصیه نمی گردد. در این شرایط حتی ریسک مبتلا شدن به انواع بیماریهای جنسی از قبیل ایدز و یا زگیلهای واژن و انواع دیگر بیماریها کاملاٌ بالا می باشد تنها راه قابل اطمینان و شایع برای جلوگیری از بارداری نا خواسته و بیماریهای واگیردار، در شرایط فعلی استفاده از کاندوم میباشد.

منبع:پايگاه اينترنتي تنظيم خانوادهhttp://www.tanzimekhanevadeh.ir/

 

آیا 60درصد تشابه کافیست!!؟؟

 

ازدواج

«ببین شکور، می‌خوام ببینم من و تو چه‌قدر از نظر عاطفی با هم شباهت داریم. چند تا سوال ازت می‌پرسم، اگر درست جواب بدی، مشخص می‌شه من و تو از نظر عاطفی با هم تفاهم و مشابهت داریم یا نه!» این بخشی از دیالوگ دریا و شکور در سریال شمس‌العماره بود که با تعجب مرد داستان از اینکه آزمون تفاهم چرا بعد از ازدواج انجام می‌گیرد، همراه بود. شاید این موضوع در سریال به‌صورت طنز نمایش داده شده باشد اما در عالم واقعیت نیز گهگاه اتفاق می‌افتد...

امروزه در دفاتر مشاوران و روان‌شناسان از این دست آزمون‌ها زیاد انجام می‌گیرد. البته برخی از این کارشناسان، به دقت به صحبت‌های زوج‌های داوطلب ازدواج گوش می‌کنند و برخی دیگر که کم هم نیستند، مبلغ گزافی بابت انجام دادن و تفسیر این آزمون‌ها از مردم می‌گیرند و کاری به خواسته‌ها و درددل زوجین ندارند. اما این تست‌ها تا چه حد صحت دارند و اصولا چه چیزهایی را می‌سنجند؟ دکتر بدری‌سادات بهرامی، روان‌شناس و مشاور خانواده به این سؤال جواب می‌دهد.

 

آیا شما از همه داوطلبان ازدواج و مشاوره قبل از آن، برای تشخیص هم‌خوانی، تست و آزمون می‌گیرید؟

تقریبا بله. چون برای تعیین خطوط و اصول کلی شخصیت و رشد و تکامل عاطفی به ما کمک می‌کند اما باید در کنار شرح حال کامل و جامع باشد.

 اگر دو نفر بیشتر از 60 درصد با یکدیگر تشابه داشته باشند و توانایی سازگاری و تغییر با 40 درصد تفاوت موجود را داشته باشند و به شرط اینکه در هر کدام از عوامل، حتی یک عامل مهم، تفاوت فاحشی وجود نداشته باشد می توان به نتیجه ازدواج خوش بین بود.

 رشد و تکامل عاطفی برای چیست؟ آیا اساس آزمون است؟

به نوعی بله. در حقیقت یک روان‌شناس معروف به نام اشترنبرگ که مثلث عشق را توصیف کرد، متوجه شد رشد و تکامل عاطفی در یک فرد، به مسایل ژنتیک و محیطی که فرد در آن رشد کرده و عوامل محیطی گوناگون دیگر مربوط می‌شود و این موضوع شاخص بسیار مهمی در جهت تشخیص بلوغ عاطفی و میزان انطباق آن با شرایط مختلف محیطی است. به همین علت آزمون‌هایی را برای تشخیص هم‌خوانی و رشد عاطفی افراد به ویژه داوطلبان ازدواج ابداع کرد.

 

 این تست‌ها و آزمون‌ها چه‌قدر در صحت پیشگویی موفقیت‌آمیز بودن یک پیوند زناشویی نقش دارد؟

می‌توانم بگویم قطعا نقش به مراتب کمتری از ابزار هوشمند یعنی تجزیه و تحلیل انسان ماهر و مجرب در زمینه روان‌شناسی دارد. این ابزار، وسیله کمکی است در دست روان‌شناس نه اینکه اساس تشخیص و رد و تایید پیوند زناشویی. این تست ها  به مثابه ابزار هوشمندی است که شخصیت افراد را براساس گفته‌ها و محتوای آنها و نگاه عاطفی و نحوه بروز عواطف ارزیابی می‌کند و اگر مشکلی یا انحرافی از محدوده طبیعی وجود داشته باشد، می‌تواند بگوید که آیا قابل حل است یا بهتر است از برقراری پیوند زناشویی خودداری کنند.

 

گل

 اگر میان نتایج تست و نظرات کارشناس تفاوتی وجود داشته باشد تصمیم نهایی چه خواهد بود؟

اولا، به ندرت اختلافی در این حد یعنی کاملا متضاد هم به دست می‌آید. شاید در برخی موارد حدود 10 تا 20 درصد اختلاف موجود باشد که در این موارد هم همان‌طور که گفتم این کارشناس مشاور است که می‌بیند و تصمیم می‌گیرد که اگر مشکلی وجود دارد، حل شدنی است یا خیر. اما تست و آزمون، نمی‌تواند این تغییرات رفتاری را پیش‌بینی کند. مطمئنا با انسان طرف هستیم نه با ماشین و احتمال وجود هرگونه تغییری در رفتار انسان‌ها با گذشت زمان وجود دارد.

 

 در فرهنگ‌ها و کشورهای مختلف، به این آزمون‌ها چگونه نگاه می‌شود؟

این باور اشتباه است و باید در کشور ما هم اصلاح شود چون شخصیت، عواطف، هوش هیجانی و اصولا رفتارهای انسانی، پیچیده‌تر از آن هستند که حتی با حدود 500 سوال تست MMPI سنجیده شوند که تازه یکی از چند آزمون شخصیت‌شناسی است. تست‌ها براساس شرایط فرد و جامعه و عوامل محیطی ممکن است پاسخ‌های متفاوتی در دو فرد با شرایط جسمی و روانی مشابه نشان ‌دهد. پس افراد نباید زیاد روی این تست‌ها اصرار کنند بلکه باید به روان‌شناس اجازه بدهند تا خود تشخیص دهد که آیا به برگزاری آزمون شخصیت نیاز است یا خیر و چه سوال‌هایی باید ارایه شود.

 

 اگر زوجی بخواهند با دروغ در پاسخ والدین خود را مجاب‌ کنند که با هم تشابه عاطفی دارند متوجه می شوید؟

قطعا همین‌طور است؛ چون حتی در خود سوالات، سوال‌های انحرافی زیادی وجود دارد علاوه برآن سوال‌هایی که روان‌شناسان و مشاوران می‌پرسند، نقطه‌ضعف موجود را مشخص خواهد کرد.

تست ها  به مثابه ابزار هوشمندی است که شخصیت افراد را براساس گفته‌ها و محتوای آنها و نگاه عاطفی و نحوه بروز عواطف ارزیابی می‌کند...

 شما در بخش هوشمند آزمون، چه سوالاتی می‌کنید؟

ما در این بخش، در حقیقت چارچوب اولیه لازم برای تشکیل زندگی مشترک را می‌سنجیم. اینکه نیروهای تربیتی و شیوه رشد و تکامل و محیط تربیتی و فرهنگ حاکم بر خانواده چگونه است. بعد از آن تناسب اعتقادی و فرهنگی را می‌سنجیم. اقتصادی یعنی جهان‌بینی فرد نسبت به هستی و موجودیت انسان و فرهنگ یعنی ارزش‌ها و ضدارزش‌ها در هر خانواده براساس محیط تربیتی و فرهنگ خانوادگی. ممکن است ارزش در یک خانواده، در خانواده‌ای دیگر یا فرهنگ دیگر، ضدارزش محسوب شود. خودم از مراجعه‌کنندگان سوالاتی درباره روابط خانوادگی می‌پرسم و واکنش‌ها و عقاید طرف مقابل را می‌سنجم. بعد از آن طبقه اجتماعی و اقتصادی زوجین را با هم می‌سنجم. اینکه از نظر شغلی خود فرد و موقعیت شغل و اقتصاد خانواده دو طرف چه‌قدر با هم تشابه طبقه اجتماعی دارند. پس از آن، عناصر شخصیتی را با تکنیک‌های خاص و سوالاتی مرتبط، می‌سنجیم و اگر تفاوتی و تشابهی وجود داشته باشد، گوشزد می‌کنیم.  از اعمال دیگر که بسیار هم مهم است و ما می‌سنجیم، رضایت والدین و موقعیت شغلی مرد و زن است. نحوه شکل‌گیری زندگی آینده، بلوغ روانی، بلوغ اجتماعی، بلوغ عاطفی‌روانی، بلوغ اقتصادی و توان مالی نیز از جزییات مواردی است که سنجیده می‌شود. در مجموع اگر دو نفر بیشتر از 60 درصد با یکدیگر تشابه داشته باشند و توانایی سازگاری و تغییر با 40 درصد تفاوت موجود را داشته باشند و به شرط اینکه در هر کدام از عوامل، حتی یک عامل مهم، تفاوت فاحشی وجود نداشته باشد و با فرض اینکه مواردی مانند رضایت والدین وجود داشته باشد، ما به برقراری پیوند زناشویی توصیه می‌کنیم.بنابراین معمولا ارزیابی‌های رودرروی مشاور و زوجین در زمینه این موارد انجام می‌گیرد و در پایان، تست هوش هیجانی، برای تشخیص قدرت سازگاری؛ تست MMPI برای تشخیص بیماری یا تایید سلامت روان و تست قصه عشق اشترنبزگ برای تطابق عاطفی در موقعیت‌های گوناگون انجام می‌گیرد. البته سلیقه همکاران در این زمینه متفاوت است . مهم این است که بدانیم این زوج در کنار یکدیگر می‌توانند لذت ببرند و در شرایط گوناگون با یکدیگر و با شرایط سازگار شوند.

 

سلامت

تبیان

 

روشهای غلبه بر اعتیاد به پرنوگرافی وتصاویر جنسی

 

با چنین اعتیادهایی باید قبل از اینکه غیرقابل کنترل شوند، مقابله کنید. پرنوگرافی هم مثل چیزهای دیگر عادتی اعتیادزا است که خیلی زود از کنترل شما خارج می شود. همچنین خرید فیلم های پورنو، سر زدن به سایت های اینچنینی و شرکت در فعالیت های هرزه نگاری برایتان ممنوع و غیرقانونی است.

مراحل

1. تشخیص دهید که پورنوگرافی به خاطر تاثیرات هورمونی که دارد از عادت های بد دیگر اعتیادآورتر است و درنتیجه فقط زمانیکه خودتان واقعاً بخواهید می توانید آن را کنار بگذارید.

2. منابعی که از آن پورنوگرافی دریافت می کنید را شناسایی کنید. آیا این منبع اینترنت است؟ یا یک مجموعه فیلم؟ به مرحله 4 دقت کنید.

3. بین خودتان و آن منابع فاصله بیندازید، مثلاً: کامپیوترتان را در یک اتاق عمومی در خانه قرار دهید نه در اتاق خواب شخصیتان. همچنین می توانید این وب سایت ها را در ویندوز کامپیوترتان بلاک کنید تا دیگر نتوانید به آنها دسترسی داشته باشید.

4. از شر منابعی که در دست دارید خلاص شوید. روی دی وی دی ها با خودکار خط بیندازید که دیگر قابل استفاده نباشند و بعد دور بریزیدشان. عکس ها و مجله های پورنویی که دارید را پاره کرده و دور بریزید. کلیه فایل های پورنویی که روی کامپیوترتان دارید را پاک کنید.

5. موقعیت هایی که شما را بیشتر تحریک می کنند شناسایی کنید و با این موقعیت ها فاصله بگیرید. اگر یک آهنگ یا بازی ویدئویی خاص این تحریک را ایجاد می کند، آن را برای مدتی کنار بگذارید. شاید مجبور شوید چند وقت از رفت و آمد با دخترها یا پسرهای جذاب صرفنظر کنید. البته بعد از اینکه اعتیادتان از بین رفت می توانید به وضعیت عادی برگردید.

6. یک عادت تازه را شروع کرده تا جایگزین عادت به پورنوگرافی شود.

7. پیگیری روند پیشرفتتان هم می تواند کمک کند. به ازای هر روزی که بدون پورنوگرافی می گذرانید یک تیک روی تقویمتان بزنید. سعی کنید یک رشته طولانی از این تیک ها ایجاد کنید.

8. ازدواج کنید. احتمالاً به این خاطر به پورنوگرافی معتاد شده اید که آرزو داشتید یک شریک عشقی در زندگی واقعی داشتید. شاید اینقدر خجالتی هستید که نمی توانید در دنیای واقعی با دختر یا پسر موردعلاقه خود حرف بزنید.

9. بعد از گذشت یک مدت طولانیمثلاً شش ماه، یک سال-- به خودتان پاداش بدهید.

10. کارهای اینترنتی مثبت برای خود ایجاد کنید. درمورد یک موضوع خاص عضو یک انجمن شوید. یا وقتی احساس بیکاری و بیحوصلگی میکنید از بازی های آنلاین استفاده کنید.

11. اگر به هر دلیل دوباره به پورنوگرافی روی آوردید، برای اینکه نتوانسته اید خودتان را کنترل کنید خود را مجازات نکنید چون اینکار فقط اعتماد به نفس شما را پایین می آورد و باعث می شود بیشتر از قبل به پورنوگرافی روی بیاورید. برای چند روز استفاده از فیلم هاف عکس ها، شبکه ها و سایت های پورنو را برای خود ممنوع کنید.

12. از دوستانی که شما را به اینکارها ترغیب می کنند دوری کنید.

13. استفاده از کامپیوتر را برای خود محدود کنید. شاید اگر کامپیوتر جلوی رویتان نباشد به فکر این چیزها نیفتید. سعی کنید شب ها پای کامپیوتر ننشینید.

۱۴.در جامعه های مجازی سالم فارسی مانند جامعه مجازی ایران روان عضو شوید.

۱۵.از خداوند متعال درخواست کمک کنید تا وقت خود را صرف کارهای بیهوده نکنید و به جای آن به کارهای مفید مانند مطالعه بپردازید...

منبع:مردمان

با تغییر و تلخیص

 

آموزش مهارتهای همسر داری

 

زندگی مشترک افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رؤیت و ملاحظه شود.

مهارتهای همسرداری● ازدواج موفق و همسرداری مهارت می‌خواهد

زندگی مشترک افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رؤیت و ملاحظه شود.

زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است که در وقت لزوم، به یاری او می‌آید تا مشکلات ، اختلافات و نقاط ضعف و کاستی های زندگی مشترکش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشترکی که براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یکی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخکامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد.

بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یک زندگی مشترک، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است که در حقیقت تضمین کننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب می‌آیند.

به همین لحاظ در نوشتاری که پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهکارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یک زندگی مشترک ایده آل پرداخته شود.

 

● مهارت در خودآگاهی

آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان کمک می‌کند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل زندگی مشترک بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می‌دهد که چگونه می‌تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم کنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می‌شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می‌دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می‌سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می‌نماید، به زندگی او آرامش می‌دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می‌بخشد.

«خودآگاهی» تضمین کننده استحکام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب آنها می‌شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی‌ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

کشف و درک و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است که فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج کند که هدفش رسیدن به یک زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشکلات فراوانی در زندگی مشترک خواهد شد. امتیاز دیگری که می‌توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است که موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یکی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.

 

● شناخت تفاوت های میان زنان و مردان

در یک بعد کلی می‌توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند که دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.

بیشترین این تفاوت ها را که معمولاً شدید و قابل تعمق است، می‌توان در ازدواج و زندگی مشترک به وضوح احساس کرد، از جمله این که:

۱) دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل زناشویی کاملاً متفاوت است

این تفاوت که در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه زناشویی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی که در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیک دارد. دیگر آن که جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار کمتر از آن احساسی است که در زن ها وجود دارد. این تفاوت‌ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می‌شود.

۲) استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد

استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترک است. چون آنها مایلند و می‌خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نکته، می‌تواند مشکلات و موانعی در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می‌کند که به احساس استقلالش، لطمه خورده است.

۳) زنان می‌خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می‌دهند

چنانچه زن حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می‌شود و واکنش های عاطفی شدید نشان می‌دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است که حس کنند همسرشان به آنان احترام می‌گذارد و به سلامت وعقیده و … آنان اهمیت می‌دهد.

۴) مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است

با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید که «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است که البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی که زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی ‌اتخاذ می‌نماید، یا این که قدرت اول خانواده است، معمولاً مشکلات گوناگون زیادی مشاهده می‌شود که آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می‌توان یکی از این ناراحتی ها دانست.

البته این که مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شود بلکه منظور از این مسئله، مدیریتی است که باید بر عهده مرد قرار بگیرد.

۵) صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می‌نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درک و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترک خواهد نمود.

۶) نگاه مردان به مسائل، کلی تر است

مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی‌شوند، در حالی که زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می‌شود زن تصور کند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، درگیر و مشغول می‌سازد.

۷) جذابیت های جسمی ‌و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی‌و آراستگی زن قرار می‌گیرند که این نیز یکی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.

۸) زن ها عاطفی تر از مردها هستند

یکی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و … را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه کند، وقتی با شوهری روبه رو می‌شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشکار است، نخستین احساسش آن است که همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است.

باید دانست ادامه چنین تفکرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندک، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می‌شود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آن که از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می‌کند، احساس مهارت در زندگی مشترک را در شخص رشد می‌دهد و او را به موفقیت می‌رساند.

۹) مهارت در همدلی با افراد

همدلی با افراد مهارت خاصی می‌خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی‌به انسان ها کمک بسیاری می‌کند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می‌کنند تفاهم به این معناست که ما با فرد مقابل، کاملاً همفکر و هم عقیده باشیم، در حالی که باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی‌توان دو انسان را یافت که به طور کامل شبیه یکدیگر باشند.

اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و کاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می‌تواند برای ما، قابل درک و فهم سازد، همان «همدلی» است که به واسطه آن، می‌توانیم بسیاری از مشکلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریک زندگی مان، را برطرف سازیم.

 

● اصول مهارت همدلی

▪ به صحبت های دیگران خوب گوش کنید.

هنگامی‌که کسی صحبت می‌کند، کار دیگری انجام ندهید. خوب گوش کردن یا به عبارت دیگر، گوش کردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی‌است. نمی‌توان هم کتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه کنید که هنگام صحبت کردن طرف مقابل، به صورت او نگاه کنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار کلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید که کاملاً به صحبت هایش و آنچه که می‌گوید، توجه دارید و برای این توجه تمرکز کافی داشته باشید.

▪ با احساس و عواطف طرف مقابل‌تان همراه و هماهنگ شوید.

هنگام همدلی، سعی کنید طرف مقابل خود را درک کنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاکارانه یا از روی اجبار! بلکه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی‌توان با فردی که با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت کننده ای سخن می‌گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عکس این مثال نیز صادق است.

▪ به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن می‌گوید و به شرح مشکلات یا درد دل هایش می‌پردازد، قبل از آن که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درک کند. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و هیجان او می‌کنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.

▪ خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

تنها در این صورت است که می‌توانید از دریچه چشم وی، به مشکلات نگاه کنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.

▪ در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نکنید.

معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است که موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می‌سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با کلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه کرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی که داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلکه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز کرده ایم.

۱۰) مهارت حل اختلاف

این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری کاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است که نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل کنیم که رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با کسب مهارت در حل اختلافات.

 

● اصول مهارت حل اختلاف

- صحبت کنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است که همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.

- منفی سخن نگویید.

اگر برای وصل کردن، قدم جلو می‌گذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان نومید کننده و تحریک کننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.

- در اولین قدم اختلاف، آن را حل کنید.

به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به کینه و رنجش می‌شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می‌نماید.

- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست کنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.

- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.

چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می‌خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید. طعنه و کنایه را نیز باید از لحن و کلامتان حذف نمایید.

- نظر و عقیده خود را بیان کنید.

ناراحتی خود را عنوان کنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن که قضاوت یا سرزنش کنید و حکمی‌صادر نمایید.

- دیگری یا دیگران نیز حق دارند.

به طرف مقابل خود یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه کافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشکلاتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می‌نماید.

- عذرخواهی مشکل نیست.

در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمی‌کند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می‌سازد. حال چنانچه لزومی‌به عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.

- هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید.

برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.


لازم به یادآوری است که مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همکاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.

۱۱) مهارت تصمیم گیری

تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می‌کنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به کاری یا انجام عملی یا ازدواجی.

 

● انواع تصمیم گیری

۱) تصمیم گیری احساسی؛ که تصمیم براساس یک احساس خاص ( عشق ، خشم، کینه، حسادت و کمک و…) گرفته می‌شود.

۲) تصمیم گیری اجتنابی؛ تصمیمی‌که فرد به دلیل ترس و نگرانی که دارد، سعی می‌کند تا آنجا که می‌تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امکان آن را به وجود می‌آورد که فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.

۳) تصمیم گیری اخلاقی؛ تصمیمی‌است که فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تکیه می‌کند. مثلاً ادامه دادن به یک زندگی مشترک مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.

۴) تصمیم گیری تکانشی؛ این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت کار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می‌گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای کاری که در نظر دارد ترغیب به عجله می‌کند و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست را از او می‌گیرد.

۵) تصمیم گیری مطیعانه؛ سبک تصمیم گیری مطیعانه، می‌تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد کند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یک یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می‌گیرند بدون آن که فرد یا افراد یا موضوعی که تصمیم بر روی آن اجرا می‌شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می‌توان در ازدواج های سنتی مشاهده کرد.

۶) تصمیم گیری عقلانی؛ سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی‌است که براساس تفکر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می‌شود.

 

● اصول تصمیم گیری عقلانی

تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است که به ترتیب ذیل است:

▪ مواجه شدن با یک تصمیم: زمانی است که فرد متوجه می‌شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمرکز کرده و ضمن روشن کردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می‌نماید.

▪ حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات: با راه حل ها و اطلاعاتی که فرد به دست آورده، این حق را می‌یابد تا تصمیمی‌درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام کار مورد نظرش بگیرد.

▪ ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب: فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب کند.

▪ تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی‌که گرفته می‌شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.

▪ برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

▪ اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می‌شود. مثلاً تصمیم به ازدواج که مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.

▪ ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی‌می‌پردازد که یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی‌را که فکر می‌کرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را که از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می‌دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی کند.

سایت پزشکان ایران

 

راه هایی برای شاد تر زیستن!!

 
1. گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2. سعی كنیم بیشتر بخندیم.

3. تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

4. با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5. گاهی هدیه*هایی كه گرفته*ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6. بیشتر دعا كنیم.

7. در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت كنیم.

8. هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9. لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10. قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11. زیر دوش آواز بخوانیم.

12. سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم.

13. گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14. با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15. برای انجام كارهایی كه ماه ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه ریزی كنیم!

16. از تفكر درباره تناقضات لذت ببریم.

17. برای كارهایمان برنامه*ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته شاید كار مشكلی باشد!

18. مجموعه ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمع*آوری كنیم.

19. در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20. گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم.

21. گاهی از درخت بالا برویم.

22. احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23. گاهی كمی پابرهنه راه برویم!

24. بدون آنكه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

25. وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم.

26. در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا كنیم.

27. سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور دقیق گوش فرا دهیم.

28. رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم.

29. وقتی از خواب بیدار می شویم، زنده بودن را حس كنیم.

30. زیر باران راه برویم.

31. كمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش كنیم.

32. قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.

33. چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34. اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

35. هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36. احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

37. به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

38. گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39. تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

40. از دانسته های خود، دیگران را نیز در استفاده از آنها شریک بدانیم. ممكن است فردا دیر باشد.